در کوچه باغ های دیروز با انگشتانم صفا را لمس میکردم.... اما هیچ فهمیده ای که احساس فرسوده نمی شود...؟!
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۷/۰۲/۰۴ ساعت 20:38 توسط ماندالا
|
نه سر فرازی های بسیار می خواهم و نه گنجینه های بزرگ...اما بی نامی نیکو و گنجینه ای کوچک نیز آسوده نتوان خفت...ای انسان های والاتر انسان والا تری در کار نیست.ما همه برابریم.انسان انسان است.در برابر خدا ما همه برابریم...(زرتشت)