همهمه
شادی
خنده
 فریاد
هیاهو
خواب
حرکت
حال
سفر
.
.
.
.
و ناگهان....

اکنون غروب غمگین ۱۳ بدر شده...!

 

 


و حالا حتی ماهی های قرمز هم در تنگ نیستند...



و


و امروز روزی است مثل روزهای سال ۸۶...

اما ۱۴ فروردین ۱۳۸۷ است....!







ـ همچون روزهای پیشین دنیایم را نقش میزنم...
امیدها و خواست هایم را نقاشی میکنم...
اما همچنان کاغذم دو بعد دارد...!
رویاهایم را فرو نخواهم گذاشت...
بار دیگر به موسیقی پناه خواهم برد.....