عصر خواب دیدم تو خونه م یک فرش نسبتا بزرگ قرمز با نقوش گبه پهنه، کنارش یک گلدون بود با برگ های سبز سبز، خیلی پرپشت...طوریکه برگ ها تا روی زمین و بخشی هم روی فرش میرسیدند...خوب که دقت کردم دیدم از زیر فرش برگ های کوچیکی بیرون زدند...گوشه ی فرش رو  بلند کردم ... دیدم دورتادور فرش پر شده از برگ های سبز با خوشه های سنگین انگور...انگورهایی که کامل نرسیده اند و هنوز سبزاند ...
 فرش انگور حتما یک نشونه است...مثل یک نقاشی...

پ.ن: هنوزم فکر میکنم وبلاگ فضای امن تر و حتی گرم تری رو نسبت به فیس بوک و اینستاگرام داره...هرچند خالی شده از سکنه و پرشده از خاطره... اما هنوز  تبدیل به یک شهر مخروبه نشده...