"گفتند یافت می نشود جسته ایم ما
گفت آنک یافت می نشود آنم آرزوست
دی شیخ با چراغ گشت همی گرد شهر
از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست"
تکسوار سنتور هم رفت...
گوشهایم مدیون مضراب دستهای تست استاد...
روحت شاد و آزاد باد...
پ.ن:درفرصتی بهتر درباره استاد پرویز مشکاتیان خواهم نوشت شاید برای سنگینی دِینی که بر گوش هایم سوار است...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۸/۰۷/۰۱ ساعت 1:37 توسط ماندالا
|