به گمانم فردا ساعتِ 7 بود که 8 ساعت خلق میکردم با فاصله ی انگشتانم...
و هفتهای انگشتهایم را در هشتهای انگشتهایم چفت میکردم !
و تو نخواهی بود انگار...
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۸/۰۶/۲۲ ساعت 16:19 توسط ماندالا
|
نه سر فرازی های بسیار می خواهم و نه گنجینه های بزرگ...اما بی نامی نیکو و گنجینه ای کوچک نیز آسوده نتوان خفت...ای انسان های والاتر انسان والا تری در کار نیست.ما همه برابریم.انسان انسان است.در برابر خدا ما همه برابریم...(زرتشت)