قرمز
هر روز نیمرخش را می دیدم...
بین قفسه چهار و شش٬
پشت عکس ممیز می نشست
تا شب که لامپ خاموش می شود٬
پایین بیاید.. روی انگشتانم...
و امروز... مگس کشی که مادرکوبید٬
به تلافی نقطه های قرمز انگشتانم...
و ممیز که پشت سرش قرمز شد...
امشب راحت بخواب!
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۸۷/۱۲/۲۳ ساعت 23:9 توسط ماندالا
|