هر روز نیمرخش را می دیدم...
بین قفسه چهار و شش٬
پشت عکس ممیز می نشست
تا شب که لامپ خاموش می شود٬
پایین بیاید.. روی انگشتانم...

 و امروز... مگس کشی که مادرکوبید٬
به تلافی نقطه های قرمز انگشتانم...
و ممیز که پشت سرش قرمز شد...

امشب راحت بخواب!